خط داستانی
زمانی که ایو وانگه پس از یک عمل موفقیتآمیز بینایی خود را به دست میآورد، به پزشک چشمپزشک جوان، جول، عاشق میشود. نامزدش ارنست، که همچنین پسرعمو و معلم در مدرسه نابینایان است، او را آزاد میکند تا بتواند با مردی که دوستش دارد ازدواج کند. اما مدت زیادی نمیگذرد که خوشبختی زناشویی از هم میپاشد و تاریکی دوباره بر زندگی ایو سایه میافکند. (Stumfilm.dk)