خط داستانی
کنتس اویلین زندگی بیخیالی را در لوکسی در هزینه مردمش میگذراند. حتی جشن تولد ۲۵ سالگیاش باید با شکوه برگزار شود، هرچند که خزانه خالی است و مردم منتظر حقوقشان هستند. طلبکار اصلی املاک، آقای دارنلی، نمایندهای میفرستد تا بر اوضاع مالی نامساعد نظارت کند، اما فشار در نهایت برای اویلین بیش از حد میشود و او تصمیم میگیرد ورشکستگی اعلام کند. در حالی که مردم به قلعه حمله میکنند، او و نماینده باید به یک کلبه شکار در جنگل فرار کنند، جایی که اویلین - در شرایط ابتدایی و بدون خدمتکار - لذت کار دستی را کشف میکند. در همین حال، رابطهای عاشقانه بین اویلین و نماینده شکل میگیرد که مشخص میشود او کسی نیست که ادعا کرده بود.