در مرکز خرید یونی ورل در جنوب مرکزی لس آنجلس در روز بیست و نهم آوریل هزار و نهصد و نود و دو هیچ کس با هم کنار نمی آید. صاحب یک مغازه مشروب فروشی آفریقایی-آمریکی دلخوشی مضطرب به یک ناخن کاریت ویتنامی دارد. یک خانه دار ثروتمند اهل بیورلی هیلز که می خواهد با ساخت پناهگاهی برای زنان به بازماندگان کمک کند ماشین بنز خود را دزدیده است. خشک شویی ایرانی لباس را از بین برده، گروهی از سوارکاران سوئدی گم شده اند و صاحب خانه کره ای گنگ مفقود است. با انرژی بصری بی پایان و حس ترس قریب الوقوع، یونی ورل یک روز طولانی را در یک مرکز کوچک فرسوده که در اون شورش ها شهر را فرا میگیرد، ثبت می کند