خط داستانی
یک شهر بزرگ استان دانمارک در سال 1888. همسر مدیر مدرسه وانگ به استراحت نیاز دارد و مدیر مهربان او و دختر کوچکترش اما را به فانو میفرستد. در تنهاییاش، او به یادآوری خاطرات جوانیاش میپردازد و در میان دیگر چیزها، یک "تراژدی نوردیک" را اختراع میکند که در دوران دانشجوییاش نوشته و عنوان افتخارآمیز "زیارت اریک ایجگود" را به آن داده است. یک کارگردان تئاتر مدیر مدرسه را تشویق میکند تا این نمایش را در تئاتر اجرا کند.