خط داستانی
آندرس به دانمارک برمیگردد تا به مادر بیمار خود سر بزند، اما خیلی دیر میرسد. وکیل او به او میگوید که او فرزند نامشروع یک مالک املاک است. او به طور ناشناس به آنجا میرود و در مزرعه بزرگ کار میکند و به خدمتکار علاقهمند میشود و بعداً به یک طلاطلب.