خط داستانی
در جنگ جهانی اول، دو مرد که تقریباً شبیه به هم هستند در یک گردان در جبهه میجنگند. یکی از آنها، پیتر بنِدِک، یک مالک زمین است که کشته میشود، در حالی که ایستوان پونگراتس، یک مهندس مکانیک، در حین پوشیدن کت بنِدِک مورد اصابت قرار میگیرد. آسیب شدید به سر باعث فراموشی موقت میشود و پونگراتس به اشتباه به املاک بنِدِک فرستاده میشود. خانم بنِدِک خوشحال است که شوهرش که قمارباز بوده، پس از جراحتش به مردی سختکوش و جدی تبدیل شده است. اما پونگراتس شروع به یادآوری میکند...