خط داستانی
جکسون و هلن در عشق هستند و منتظر تولد اولین فرزندشان، وقتی به خانه مادر جکسون، مارثا، می روند تا از املاک خانوادگی نگهداری کنند. اما در این خانه همه چیز به خوبی نیست. مارثا از محبت فرزندش به هلن حسادت دارد و به رغم لبخند جنوبی اش، رفتار عجیبی پیش می گیرد. در حالی که هلن سعی می کند خانه ای شاد بسازد، مارثا سعی می کند خانواده را تکه تکه کند تا جکسون فقط مال او باشد.