یک شهر کوچک در اوکلاهما از بیگناهی خود محروم میشود زمانی که یکی از پسرانش در کنار دریاچه بیصدا و خونین پیدا میشود. از آنجا که او نمیتواند داستانش را بگوید، کلانتر محلی به جستجوی ریشههای یک جنایت وحشتناک میپردازد. او به آینزلی دوپری و شوهر جدیدش، جک، که علاقهاش به خانواده ممکن است بر اخلاقیاتش غلبه کند، هدایت میشود.