خط داستانی
لورل عایرس بانویی تجاری است که می خواهد پیش برود اما در شرکت سرمایه گذاری کار می کند و کارها را او انجام می دهد اما سرمایه گذاران ارشد مانند فرانک پترسون تمام اعتبار را می برند او سپس شرکت خود را تاسیس می کند در پی جستجوی مشتریان لاورل وانمود می کند که شریک مردی به نام رابرت کاتی دارد و وقتی کارش خوب پیش می رود همه مشتریان تمایل دارند با کاتی ملاقات کنند در حالی که او وجود ندارد