این درام کانادایی آزادساخته به زندگی مختل شش جوان در مونترال در تابستان سال ۱۹۹۴ میپردازد. شخصیتها در بیست و چند سالگیاند و از زندگی مدرن ناراضیاند. ریتا با رویهای پرتنش به کلاهبرداری از جیبها میپردازد و در آپارتمان دوستی ثروتمند خود Roxan پناه میگیرد. لوید دیجی با صدای بلند و بیپرواست و عشق به لوولو دارد. لوولو در ارتباطی بیجان با کارمند یک فروشگاه مشروب است و دنبال هیجان میگردد. هنریتهٔ پریشان نیز در دفتر روانشناس خود مشغول نبرد با بیماری عصبی است و فرصتی برای شنیدن مشاورهٔ دکتر ندارد.