خط داستانی
دو حادثهٔ ماوراءالطبیعه از کودکی این باور را در فیث کُورواتچ ایجاد میکند که عشق واقعیِ او پسرِی به نام دامون بریلی است، اما او هنوز با او ملاقات نکرده است. در آستانهٔ ازدواج با دَوین، دامون بریلی از طریق تماس تماسی از مدرسهٔ قدیمی دَوین به سوی ونیس میرود. فیث سعی میکند در فرودگاه او را بگیرد اما از رسیدن او باز میماند و تصمیم میگیرد به صورت ناخواسته به ونیس پرواز کند تا با مرد رویاهایش برخورد کند. همراه او خواهرزنش و دوست دوران کودکی، کِیت، است که به تازگی همسرش را از دست داده است.