خط داستانی
در آستانه سیسالگیاش، فانی احساس میکند که درب خوشبختی زناشویی به رویش بسته میشود. او به مرگ وسواس پیدا کرده و حتی در کلاسهای شبانه درباره مرگ شرکت میکند، بنابراین به نظر میرسد که دیدار او با یک اسکلت در آسانسور خراب ساختمانش مناسب باشد. این اسکلت همسایهاش اورفئو است، یک فرد سیاهپوست، همجنسگرا و خوداعلامشده به عنوان روانخوان، که او را متقاعد میکند که به زودی با "او" ملاقات خواهد کرد. اما آیا واقعاً لوتار، مدیر جدید آپارتمان یپی، است؟