خط داستانی
ماراکاوا، گانگسترِ پیرِ توکیو که از زندگی خلافکار خسته شده است، به دستور رئیسش به اوکیناوای دور با چند همپشت به جنگِ دستهجمعی میان دو قبیله فرستاده میشود تا به عنوان میانجی بین دو قبیله درگیر عمل کند. او پی میبرد اختلاف بین دو قبیله بیاهمیت است و در حالی که دلیل فرستاده شدنش را درک نمیکند، گروهش در کمینی مورد حمله قرار میگیرند و بازماندگان برای فرار به ساحل پناه میگیرند تا دستورات بعدی را انتظار کشند.