در تابستان ۱۸۷۰، راکل که صاحب یک مزرعه است و در عمارت خود با نگهبان پیر و چند خدمتکار زندگی می کند، از دیدار دوستی عجیب احساس غرور می کند. آدریانا و مادر زاده اش، ارمسیندا، دختری جوان، به طور اتفاقی دیداری می کنند—این دیدار برای بار دوم در ۱۵ سال اخیر است. دیدار به نظر خوشایند می آید، اما به دلایلی نامشخص میان آدریانا و راکل سردی و محتاطی حاکم است. رابطه مبهم آنان با باز شدن زخمهای قدیمی آشکار می شود.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.