خط داستانی
ایلیاس که در پایان جنگ به دنیا آمده است، در چهلمین سالگرد تولدش به او تماسی ناشناس داده می شود: پدر و مادرش فوت کرده اند. او اکنون سیاستمداری موفق است اما سی سال پیش از خانه و والدینش در شرق فرار کرده تا زندگی تازه ای در غرب بیابد. بازگشت به خانه والدین حس بی قراری و برهم زدن نظم خشک و رضایت زندگی اش را به همراه دارد.