میچل آسوگود رویای نویسنده مشهور شدن را در سر دارد اما کتابی که نوشته مرتب از جانب ویراستاران رد می شود وقتی قاتل سایکوپا TH آلفرد مریک از زندان آزاد می شود آسوگود معتقد است نوشتن تاریخ جنایات او می تواند گشایش شغلی او باشد با وجود اینکه از ابتدا با او صحبت نمی کند او دنبال او می رود و در کتاب فروشی اش به او کار می دهد تا برای کتابش برداشت های درست را تجربه کند