لالجند توسط بازرس ورما دستگیر میشود و تصمیم میگیرد تا این کار را تلافی کند. او با ربودن تنها پسرش این کار را انجام میدهد و به ورما اطلاع میدهد که پسرش را کشته است. درگیریها بهخاطر دستگیری لالجند ادامه دارد و حوالدار بهاگان سینگ در حین نجات جان ورما کشته میشود. ورما و همسرش Shanti پسر بهاگان را به عنوان فرزند خود بزرگ میکنند. سالها میگذرد و آیو (سانی دیول) به پلیس انگلیسی تبدیل میشود. ورما اکنون کمیسر است. آنها با هم برای توقف لالجند که اکنون سردسته جنایتهای بینالمللی است و همچنین برای پیدا کردن پسر ورما که زنده است اما زندگی جنایی دارد، همکاری میکنند.