هانس هامِل از بهشت دریای جنوبی ترک میکند و به زادگاهش بازمیگردد تا مسیر زندگی پدر مرحومش را دنبال کند. پدر نه تنها خانهای بزرگ و اسناد ارزشمند به ارث گذاشته، بلکه نقشهای ثروت از طریق کامپیوتری با برنامه مربوطه. در حالی که در این بازی گنج میگردد، با هفت زن از خانه همسایه روبهرو میشود که او را در تجارت و زندگی شخصی یاری میدهند. اما به جای لذت بردن از ثروت جدید، او بهجای پول و طلا، به دنبال خوشبختی میرود — درست مانند یک داستان پریان.