Tiempo de silencio
فیلم زمان سکوت
پدرو مارتین، پزشک جوان و جاهطلب، در حال بررسی اثر سلولهای سرطانی بر روی موشها است اما در آزمایشگاهش موش ندارد و بودجه خرید موشهای گرانقیمت از ایالات متحده را هم ندارد. با این حال دستیارش آماِدور به او میگوید مقداری از موشها را به یک مرد کند ذهن که به اصطلاح «المُوئکاس» مینامند، در حاشیه شهر خارج از مادرید داده است و این انسان فقیر با کمک گرمای طبیعی دخترانش به خوبی آنها را پرورانده است. دانشمند از روی تعجب به حاشیه شهر میرود تا موشها را بهدست آورد. در آنجا پدرو با مُئکاس، همسرش ریکاردا و دو دخترشان فلوریتا و کونچی روبهرو میشود. با گرمای سینههای زنان، همانطور که فلوریتا با رغبت به پدرو نشان میدهد، موشها توانایی تولیدمثل پیدا میکنند.