Qui trop embrasse...
فیلم که خیلی در آغوش میگشاید...
نخستین روابط چگونه شکل میگیرند، با چه تعاملاتی از هم جدا میشوند یا به شریکهای دیگری میپیوندند. زنجیره این پیوندها با کریستین و ناتالی آغاز میشود که همکار و دوست هستند. کریستین متوجه میشود معشوقهاش فرانواز در حال داشتن رابطهای است و ناتالی به او توصیه میکند تا زمانی که احساساتش بهبود یابد صبر کند. ناتالی از این که معشوقش مارک نمیخواهد بیشتر با او دیدار کند خشمگین است و همزمان او نسبت به مردان گذشته خود حسادت دارد. در ادامه فرانواز با معشوق جدیدی روبهرو میشود که به او علاقه ندارد و پس از جدایی با فرد دیگری روبهرو میشود. عشق همچون جزر و مد ماهیانه دچار نوسان است و افسانه یک عشق واقعی را به چالش میکشد