خط داستانی
هر شب چهار مرد دکتری، روزنامه نگار، پروفسور و تاجر در کافه ای خلوت حلقه می زنند تا میز بازی بزنند در حالی که صاحب کافه، مهماندار بی عزت او با نام مستعار «پالتوکت» و زن غریبه ای در رنگ سفید از دور به تماشای آنها می نشینند یک شب بازی با وقفه ای مواجه می شود که ناگهان بازرس پلیسی ظاهر می شود و اعلام می کند جسدی در نزدیکی پیدا شده است مطمئن است که یکی از این چهار مرد قاتل است و آغاز به بررسی می کند همه شواهد نشان می دهد که دکتر کار را انجام داده اما به زودی مشخص می شود هیچ چیز آن گونه که به نظر می رسد نیست