خط داستانی
اونو مجبور است خدمت نظامی اجباری خود را تکمیل کند وقتی مشخص میشود که او تنها یک روز در جوانیاش در ارتش بوده است. همانطور که در سری تورهاپورو معمول است، خانواده و دوستانش به این وقایع نزدیک میشوند. دوستانش، هارسکی هارتیکاینن و سورسلسسون، برای یک دوره آموزشی به ارتش بازمیگردند و به طور تصادفی، پدرزن اونو، مشاور توورا، وزیر دفاع فنلاند میشود. در یکی از به یاد ماندنیترین صحنهها، همسر اونو، الیزابت، به جای اونو لباس میپوشد و به مدت یک روز جای او را میگیرد زیرا اونو یک جلسه فوری (در یک رستوران) دارد و در حالی که در جنگل گم میشود و رادیو خراب است، توورا به طور تصادفی اعلام جنگ به سوئد میکند.