چان ساو-یینگ، که به طور مداوم توسط شوهر ظالمش مورد آزار قرار میگیرد، منتظر مرگ حتمیاش از بیماری سل است. خدمتکار جدید، یی-وا، به وضعیت خانمش رحم میکند و این دو تصمیم میگیرند که او را در یک شب غرق کنند. آنها جسد او را در برکهای نزدیک میاندازند، اما ساو-یینگ معتقد است که جسد متورم مرد از باتلاق برخاسته تا انتقام بگیرد.