Sugar House
فیلم خانه شکر
در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم در سال هزار و نهصد و چهل و پنج فرانتیسک پریبیل در نبرد با آلمان ها کشته می شود پس از تشییع جنازه بیوه با دو پسر خردسالش مارتین و آندرا به روستای زادگاه شوهر مرحومش در دامنه کوه های کرالیتسکی سنزنيک می رود زندگی در مرزها به شدت برای زن تنها سخت است روستا تقریباً خالی است و مواد غذایی به تعویق افتاده است ور وایروف تازه از کوه ها پنهان است و صدای گلوله هر از گاهی به گوش می رسد پسر بزرگ آندرا با مادرش همکاری می کند و همزمان تجربه های تازه ای را می آموزد او با مردی مسن تر به نام اسکورک آشنا می شود زنان روسی در جنگل کار می کنند و سربازانی از واحدهای مهندسی مین ها را از بین می برند و یک ستوان جوان نیز حضور دارد شب هنگام او به پدر مرده اش فکر می کند که او را بسیار دوست می داشت از این رو وقتی می فهمد که ستوان در حال معاشرت با مادرش است از خانه فرار می کند