خط داستانی
در یک هتل باشکوه در تعطیلات ساحلی دریای سیاه، گوگو یکی از کارمندان هتل با عموی خود ماریان، روستایی Oltenian که برای دیدن آمده است، ملاقات میکند. گوگو میگوید میتواند ماریان را به هتل راه دهد، چون یکی از اتاقها خالی است تا ورود یک میلیاردر آمریکایی به نام آقای جویت را انتظار میکشد. ماریان از پوشش افشاگرانه زنان در تفریحگاه شگفتزده میشود، در حالی که مهمانان هتل از لباس روستایی عجیب او تحسین میکنند. در اتاق هتل، ماریان از دستگاههای مختلف سردرگم است. در همان زمان، گروههای آدمکش درمییابند که جویت به هتل رسیده است. جویت پدر دختر ربودهشده است و برای دریافت رهن ۱ میلیون دلاری میآید. گروهی رقیب که از ربودهشدن خبر دارند، قصد دارند رهن را برای خود بردارند. آنها ماریان را دنبال میکنند زیرا او را به اشتباه جویت میدانند.