The Irony of Fate, or Enjoy Your Bath!
فیلم تکبر فطرت یا از تو دستانت بیاموزی
گروهی از دوستان قدیمی در مراسم سالگرد سال نو به یک خانه حمام عمومی می روند. گاهی مقدار زیادی ودکا و آبجو موجب بیهوشی دو نفر می شود. مشکل این است که یکی از آنها (ساشا) باید به لنینگراد برود اما دیگری (ژنی) می رود. ژِنی در فرودگاه لنینگراد بهوش می آید و گمان می کند همچنان در مسکو است و، به اشتباه، به خانه برمی گردد. نام خیابان، ساختمان و حتی شماره آپارتمان یکی است و کل مجموعه به شکل معمولی معماری اقتصادی شوروی است. تعجب نااُمید از آمدن نادیا وقتی که وارد آپارتمانش می شود و مردی بی لباس در تختش پیدا می کند. بعلاوه نامزد نا دیا نیز او را در آنجا می یابد.