خط داستانی
روزی روزگاری کشوری به نام لورا مالی وجود داشت. لورا مالی نام این کشور بود. تنها زنان در لورا مالی زندگی میکردند. اسمرالدا دل ریو یک زن بود. یک روز اسمرالدا دل ریو ایدهای برای انجام یک سری تغییرات به ذهنش رسید که او را به دوردستها خواهد برد. او به قدری دور رفت که نمیتوانست بداند چقدر دور رفته است. دو چیز مسلم بود: اسمرالدا دل ریو بلوند بود و به نوعی جادو را به شیوه خود تمرین میکرد که من دوست دارم آن را 'جادوی بلوند' بنامم.