خط داستانی
یک استاد زیست شناسی به نام آدام برای مشاهده به بیمارستان وارد میشود. او فردی تنها و جدی است که از هرگونه ابراز احساسات بیزار است. او سه ماه در بیمارستان تحت آزمایش قرار میگیرد. پس از مشاهده بیماران و روالهای بیمارستان از دور، متوجه میشود که به پیوند کلیه نیاز دارد. در همین حال، زندگی شخصی و حرفهای او در حال فروپاشی است: او پیشنهاد همسرش برای اهدا کلیه را رد میکند و مشکل علمی که بر روی آن کار میکرده در جای دیگری حل شده است. در نهایت، آدام تحت فشار طولانیمدت دچار فروپاشی میشود و منتظر صدای آمبولانسی است که بیمار در حال مرگی را میآورد که کلیهاش ممکن است برای پیوند استفاده شود.