در عشق، هر لذتی درد خود را دارد
In Love, Every Pleasure Has Its Pain
یک کارگر فقیر به نام زیلیو میخواهد با بتیا، دختر یک زن کشاورز ثروتمند، ازدواج کند. پس از چندین بار رد شدن، زیلیو ناامید میشود، اما ناله، یک عاشق جوان، یک ازدواج رو در رو بین این دو را ترتیب میدهد و متقاعد است که آنها میتوانند از این موقعیت بهرهبرداری کنند.