خط داستانی
لی ژی شان مرد ثروتمندی است، اما ثروت نمیتواند وفاداری همسرش را حفظ کند که به بستر رقیبش رفته است. او به توطئه علیه او کمک میکند و برادران وحشی لانگ به خانهاش حمله کرده و تیغه اژدهای طلایی - شمشیری که دارندهاش را شکستناپذیر میکند - را میدزدند. ژی شان در حمله فلج میشود و دختر جوانش توسط یک خدمتکار وفادار نجات مییابد و این سه نفر به زودی در خانه یک گیاهدار پناه میگیرند. سالها میگذرد، دختر بزرگ میشود و به یک زن جوان زیبا و مبارز قدرتمند تبدیل میشود و برادران لانگ از تیغه اژدهای طلایی برای به دست آوردن قدرت در منطقه استفاده میکنند. خانواده ژی شان به نوعی موفق به پنهان ماندن میشود، اما یک سفر به شهر - اولین سفر دختر - یک مبارزه قدرت قدیمی را به راه میاندازد زیرا همسر ژی شان متوجه میشود که دخترش هنوز زنده است.