خط داستانی
لوئیس، پسر بزرگترین کشاورز متعلق به دون پدرو، به سرقت مقدار زیادی پول متهم میشود. پول دزدیده شده در واقع متعلق به جوزف، پسر دون پدرو است که لوئیس را مجبور به اعتراف به سرقت میکند و تهدید میکند که مزرعه را از والدینش میگیرد، زیرا آنها نمیتوانند در جای دیگری کار کنند. با این حرکت، جوزف نه تنها از هر گونه مظنونی پاک میشود بلکه راهی روشن برای رسیدن به دو، دوست دختر لوئیس، پیدا میکند.