زمانی که افسر تحقیقاتی جنایی، آمارنات در حین انجام وظیفه کشته میشود؛ اطلاعات مشکوک میشود که این کار دست جنایتکاران خارجی است که میخواهند با کمک برخی خائنین هندی، هند را نابود کنند. بنابراین، مأمور مخفی، گُوپال برای تحقیق فرستاده میشود. او با سونیتا آشنا میشود و عاشق او میشود، که سپس او را به پدرش، دامودار معرفی میکند. گُوپال همچنین متوجه میشود که دامودار تنها یک مهره در دست همان جنایتکارانی است که به دنبال آنهاست و باید تحقیقات خود را ادامه دهد تا به مغز متفکر برسد.