خط داستانی
پرکاش و چاندان در حال لذت بردن از سفر دانشگاهی خود با دوستانشان هستند که سمر سینگ با خبری میرسد مبنی بر اینکه پدر چاندان بیمار است و مادرش از او خواسته تا به خانه برود. پرکاش که میخواهد از رکها فریبنده دور شود، چاندان را به خانهاش همراهی میکند تا به او حمایت روحی بدهد. در راه، پرکاش متوجه میشود که عمارت به مقصد آنها توسط روح زنی به نام رانی تسخیر شده است که مظنون به قتل او توسط لالا باجینات بودهاند.