Desert Desperadoes
فیلم دزدان صحرا
یک کاروان که توسط سربازان رومی محافظت میشود، با زنی که به تیرک بسته شده و به حال خود رها شده است، روبرو میشود. یک تاجر ثروتمند که کاروان را استخدام کرده، مخالف بردن زن است، اما فرمانده سربازان، ورروس، او را نادیده میگیرد. ورروس سعی میکند با او دوست شود و وعده ثروتهای مختلفی را برای جلب توجه او میدهد. کاروان با گروهی از پناهندگان جدهای که از دستورات پادشاه هیرود برای کشتن همه پسران فرار میکنند، مواجه میشود. آنها در حال رفتن به مصر هستند و یک پسر بچه با خود دارند. تاجر شروع به فکر کردن به پاداشی میکند که پادشاه پرداخت خواهد کرد و از زن میخواهد تا یک نگهبان رومی را فریب دهد تا پیامرسان بتواند فرار کند. وقتی سربازان پادشاه ظاهر میشوند، ورروس از تسلیم پناهندگان خودداری میکند. سپس اوضاع به هم میریزد.