خط داستانی
دکتر شرور کروب، بار دیگر در تلاش است تا جواهرات پرنسس آزتکی، زوچیتل را به دست آورد. او تجسد فعلی زوچیتل، فلور را هیپنوتیزم میکند تا مکان جواهرات را - مقبره زوچیتل - فاش کند. در این میان، هرج و مرج حاکم میشود زیرا کروب و اوباشش با دوستپسر فلور، دکتر آلمادا، دستیارش و قهرمان کشتیگیر، ال آنجل، مواجه میشوند. اما کروب در نهایت با مومیای جنگجو، پوپاکا، که نگهبان مقبره زوچیتل است، روبرو میشود.