پدر جیم اسلاتر که هرگز نشناخته بود در کمین آپاچی در دره گیلایوی به قتل می رسد و جیم در پی یافتن تنها بازمانده می پردازد که ظاهراً برای کمک راهی شده بود اما ناپدید شد و همراه با طلاهای فراوانی است. در این میان با افراد زیادی که برایش نقشه می کشند روبرو می شود و با زن رهاشده کاریل اورتون که ممکن است مأموریتی مشابه داشته باشد روبه رو می گردد. دشمنی های دوباره آپاچی و جنگ دهاتی پیش رو مشکلاتی را رقم می زنند.