خط داستانی
سمیلا دختر کوچکی است که در دالماسی زاگره زندگی میکند. یک روز، مادرش زیر یک درخت بلوط کوچک میمیرد و او بدون والدینش میماند. خوشبختانه، او به فرزندی پذیرفته میشود و به پرورش بلوطی که مادرش در آنجا مرده ادامه میدهد. سالها بعد، سمیلا زنی زیبا میشود، اما برادر ناتنی حسودش، یوزیپ، دوستپسرش ایوان را میکشد و او را مورد آزار قرار میدهد. برادران ایوان قسم به انتقام میخورند.