خط داستانی
ساعت تاریخی یک شهر کوچک نیاز به تعمیر دارد اما در خزانه شهر پولی برای پرداخت آن وجود ندارد. دون پاولو (پپینو اسپادارو)، کشیش، با برگزاری قرعهکشی پول جمع میکند و فکر میکند که مازاد باید به فقرا برسد. کمونیستها و سوسیالیستها اعتراض میکنند زیرا از این میترسند که کشیش اعتبار را به خود اختصاص دهد و ادعا میکنند که این پول متعلق به مردم است. شهردار دموکرات (آرتورو بروگلیا) هیچ راه حلی جز سازماندهی کمیتهها و زیرکمیتهها نمیتواند پیدا کند. در نهایت، روکِتی (پائولا استوپی)، مکانیک شهر که هیچ پاسخی برای مشکلات شهر ندارد و از روحانیون و سیاستمداران متنفر است، پیش قدم میشود و ساعت را به خاطر لذت کار تعمیر میکند.