خط داستانی
شوهر مالی، ریک، رهبر یک باند در جایی در میانه غرب بود. وقتی او مورد اصابت گلوله قرار میگیرد، این زن قوی به همراه چند نفر از باند به سان فرانسیسکو نقل مکان میکند تا از نو شروع کند. او به عنوان یک زن نجیبزاده disguise میشود و به همراه باندش، حمل و نقلهای امنیتی را سرقت میکند. اما وقتی یک روز راب به او اعتراف میکند که به خاطر حسادت ریک را کشته است، او بلافاصله او را میکشد. به دلیل عدم وجود مدرک، نمیتواند به خاطر قتل محکوم شود، اما به خاطر سرقتها به زندان میرود. این زندان جدید و بسیار باز برای زنان است، جایی که او برای اولین بار در زندگیاش یک حرفه یاد میگیرد.