خط داستانی
اوروار یک ولگرد است که در جادههای کشور قدم میزند و با نور خورشید و سخاوت زندگی میکند. یک روز تصمیم میگیرد که در جایی کار پیدا کند تا مقداری پول به دست آورد. او به عنوان دستیار برای هفت برادر چوببر مشغول به کار میشود. برادران بزرگ و قوی واقعاً از خود لذت میبرند و با اوروار کوچک و ضعیف شوخی میکنند. اوروار نمیداند که او یک ثروت بزرگ به ارث برده است، اما هفت برادر این را میدانند و شروع به رفتار با او با بزرگترین ادب میکنند. آنها او را قانع میکنند که وصیتنامهاش را بنویسد و آنها را وارثان خود قرار دهد و سپس شروع به برنامهریزی برای کشتن او میکنند.