خط داستانی
مارکو و پسرش تاتو در یک حیاط گوندولا در ونیز کار میکنند و سنتهای قدیمی گوندولیرها را حفظ میکنند. وقتی یک تاجر تازهوارد تصمیم میگیرد که حیاط را بخرد و آن را تخریب کند، مارکو و گروهش میخواهند برای حفظ سبک زندگی خود مبارزه کنند. اما تاجر میداند که مارکو به شدت در بدهی است و از این موضوع برای فشار آوردن به مارکو استفاده میکند. آیا سنت میتواند در برابر تجاریسازی عریان پیروز شود؟