ولپونه، یک ونیزی سالخورده، با خدمتکار طمعکارش توطئه میکند تا دوستان طمعکارش را متقاعد کند که در حال مرگ است، با علم به اینکه هر یک تلاش خواهد کرد تا نظر او را جلب کند تا به عنوان وارث او نامگذاری شود. او با هدایای باارزش inundated میشود و به زودی خود را در یک شبکه از دروغها عمیقتر و عمیقتر گرفتار مییابد.