خط داستانی
در پاریس پیش از جنگ جهانی اول، یک هنرمند نوپا به نام پیر لبلان عاشق و با ژانین، دستیار خیاط، ازدواج میکند. پیر استعداد طراحی لباس دارد و او و عروسش در بهشت خوشبختی زندگی میکنند تا اینکه جنگ آغاز میشود و او به سرباز تبدیل میشود. ژانین در حین زایمان میمیرد و پیر که دیگر تمایلی به زندگی ندارد، داوطلب یک گشت خطرناک در پشت خطوط آلمانی میشود. در حین بهبودی از زخمهایش در بیمارستان، پیر وقت خود را به طراحی طرحهای لباس میگذراند. او پس از جنگ ثروتمند و مشهور میشود. سالها بعد، پس از اختصاص دادن خود به دخترش، پیر به دنبال ازدواج با دختری است که از دخترش بزرگتر نباشد. یک تعارض پیش میآید و برای اطمینان از خوشبختی دخترش، پیر برنامههای خود را فدای او میکند.