خط داستانی
فیلم کلاسیک ۱۹۳۸ اقتباسی از نمایشنامه اسکار براتن است. اووا اسلتو در نقش کارگر جوان کارخانه، میلجا، و هارالد هایده استین در نقش دوست پسر خیانتکارش، یولیوس بازی میکنند. میلجا و یولیوس یک زوج خوشحال هستند که در کارخانه کار میکنند و همه چیز خوب است تا اینکه پتینا در صحنه ظاهر میشود. یولیوس تحت تأثیر این دختر قرار میگیرد و او را به نوشیدن و دزدی وادار میکند. میلجا به زودی تنها با شرم و یک کودک نامشروع میماند. کودک به هونس-لوویسا سپرده میشود در حالی که میلجا در کارخانه است، اما یک پزشک به میلجا و فرزندش توجه میکند. او به دنبال کودکانی برای فرزندخواندگی به افراد ثروتمند غربی است. در ناامیدی، میلجا عزیزترین چیزی را که دارد میدهد تا کودک شرایط بهتری نسبت به آنچه او میتواند فراهم کند، داشته باشد. هونس-لوویسا او را متقاعد میکند که مزایای مادی هرگز نمیتواند جایگزین عشق و مراقبت واقعی شود.