خط داستانی
کی دنهم برای یک ماجراجویی به پاریس میرود و خواستگار خود، برک را پشت سر میگذارد. در آنجا، او با دو خواستگار جدید، جین و جورج آشنا میشود. جین او را به یک سفر به سوئیس ترغیب میکند، اما جورج (که هیچ توهمی درباره دوستش ندارد) خود را به عنوان سرپرست منصوب میکند. در طول یک سری ورزشهای زمستانی کمدی، کی همچنان درباره نارضایتی جورج از جین گیج است... اما دلیلی وجود دارد.