خط داستانی
اپرای کمدی دلپذیر یوهان اشتراوس، خفاش، در این تولید واقعاً عجیب و غریب به شدت مورد تمسخر قرار گرفته است. برای شروع، یک دستگاه قابگذاری اضافه شده است: پس از 300 اجرای متوالی خفاش (که به معنای خفاش است)، تَنور اصلی (جورج الکساندر) تصور میکند که در هر جا خفاش میبیند. او به دلیل این موضوع کمی دیوانه میشود و خوابش میبرد و کابوسی درباره اپرا میبیند، با گروهی از غیرخوانندگان که در نقشهای اصلی قرار دارند. لیبرتو اصلی درباره قرارهای عاشقانه، زندانیهای سیاسی و هویتهای اشتباه به شدت به تمسخر گرفته شده است: در یک نقطه، قهرمان متوجه میشود که سلول زندانش با لولههای لاستیکی احاطه شده است!