خط داستانی
زندگی یکنواخت یک خانواده بورژوا با اعلام بازگشت قریبالوقوع آقای لوهنگرین از آمریکا مختل میشود. او سالها پیش ایتالیا را ترک کرده و شهرتی به عنوان یک زنباره غیرقابل مقاومت داشته است. پسرعموهای لوهنگرین، نگران ثبات ازدواجش، برخی از بستگان را که در روستا زندگی میکنند متقاعد میکند تا مهمان ترسناک را به خانه خود خوشامد بگویند و سپس برای جلوگیری از دیدار با او، میروند. در این میان، در خانه روستایی همه با اشتیاق منتظر لوهنگرین هستند و حسادت و کینه در طول انتظار بروز میکند. به ویژه، در حالی که زن جوان خانه در حال آمادهسازی منزل است، شوهر او دچار حسادت میشود. اما ورود مهمان مورد انتظار برای همه یک ناامیدی بزرگ خواهد بود: مردی که زمانی جذاب بود اکنون فقط یک پیرمرد با عینک و شکم برجسته است.