خط داستانی
خلبان جسور سرگئی بیلیایف با پرواز با هواپیمایی که به درستی نگهداری نشده است، خطر میکند و به طرز خطرناکی سقوط میکند و در بیمارستان بستری میشود، در حالی که هواپیمایش در آتش میسوزد. دانشجوی هوانوردی، گالیا بیسترووا، که به بیلیایف علاقه دارد، متأسفانه تمایل دارد او را در هوا تقلید کند. بعداً، با گوش دادن به نصیحت مدیر دانا، روگاشف، آنها به خلبانان باتجربه تبدیل میشوند. بیسترووا به پامیر منصوب میشود و روگاشف، که به او علاقهمند است، به سخالین فرستاده میشود.