خط داستانی
اسکوتری جوان به نام او نیل، پس از خودکشی پدرش یتیم میشود و به غرب فرستاده میشود تا با دوست خانوادگیاش، دابی جونز، زندگی کند. او از سرنوشت پدرش بیخبر است و به شدت آرزو میکند به خانهاش در شیکاگو برگردد، به ویژه پس از اینکه متوجه میشود دابی یک کارگر مزرعه تلخکام است که به شدت به دنبال انتقام از همسر فریبکارش، الینور، و مردی است که او را ترک کرده است. دابی در پیگیری خود مصمم است تا اینکه ناخواسته زندگی اسکوتری را در خطر میاندازد. با دیدن اشتباهاتش، این دو با هم به جستجوی یک ماجراجویی جدید میروند.