خط داستانی
دکتر کارآموز رابرت موریلی پس از مرگ همسرش در زایمان دچار ناامیدی است. او از پسر جدیدش کینه به دل دارد و نمیخواهد هیچ ارتباطی با او داشته باشد. او کودک را به عمه و داییاش میسپارد و به اروپا میرود تا تحصیلات پزشکیاش را ادامه دهد. موریلی شش سال بعد به زادگاهش برمیگردد، اکنون یک پزشک موفق و نامزد یک دختر زیبا از طبقه اجتماعی بالاست. او همچنین احساسات متفاوتی نسبت به پسرش پیدا کرده و سعی میکند حضانت او را از عمه و داییاش بگیرد.